تبليغاتX
آقا اجازه (راهنمایی ازادگان دولاب)

آقا اجازه (راهنمایی ازادگان دولاب)

افتخار همکار شدن با چند دانش اموز سابق

 

برایم خیلی عجیب بود وقتی که با دبیران سابقم همکار می شدم و در یک مدرسه

تدریس می کردیم. دبیرانی که از دوره ی راهنمایی تا اخر دوره ی دبیرستان  در کلاس

درسشان حضور داشتم. اوایل باورش برایم سخت بود. وقتی دیروز به سراغ یکی از

دبیران سابقم در دوره ی دبیرستان رفتم دوباره احساس عجیبی داشتم. با هم به

دیدار یکی دیگر از فرهنگیان رفتیم. او هم شاگرد سابق همان دبیر بود.الان دیگر

تدریس نمی کند و در ارگان دیگری مشغول به کار است. با هم نشستیم  و از هر

دری صحبت کردیم. بیشتر صحبت هایمان درباره ی اموزش و پروش بود. دبیر

سابقمان هم با ما دونفر خیلی صمیمی بود. شاید بیشتر به خاطر اختلاف کم سنی

و  داشتن افکار مشترک بود. او دانشجوی دوره ی دکترا ست . بعضی وقت ها  که

فرصت کنم به او و چند تن دیگر از همکارن  سر می زنم. انگار همین دیروز بود که دبیر

چند دانش اموز در دوره ی راهنمایی بودم و اکنون با یکدیگر همکار . از بس دنبال

گرفتن ماموریت به تحصیل و کارهای ثبت نام بودم که فراموش کردم باید به ۵ پنج تن از

دانش اموزان سابقم هم تبریک بگویم. انها در ازمون دانشسرای تربیت معلم پذیرفته

شده بودند . به همه ی انها تبریک می گویم و از خداوند منان می خواهم انها را به

خاطر گام برداشتن در مسیر تعلیم و تربیت موفق بگرداند.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم مهر 1386ساعت 0:13  توسط ابراهیم نیک خو  | 

میدان امام (اصفهان مهرماه 1386)

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مهر 1386ساعت 12:35  توسط ابراهیم نیک خو  | 

سی و سه پل اصفهان(5 مهرماه 1386)

دوسالي اگه خداست از اصفهان و مناظر زيبايش عكس مي گيرم .

+ نوشته شده در  شنبه هفتم مهر 1386ساعت 16:51  توسط ابراهیم نیک خو  |