احساس رضایت

با اینکه کل هفته کلاس دارم و هر روزی باید یک مدرسه ای تدریس کنم باز هم نسبت به کارم احساس
رضایت می کنم. پنج شنبه ی گذشته ۶ ساعت پرورشی و هنر با دانش اموزان مدرسه ی راهنمایی
شهید اوینی باسعیدو داشتم. روستایی که اخرین نقطه ی جزیره ی قشم هست. دانش اموزان خوبی
دارد. افسوس که فقط ۶ ساعت با انها دارم و سهم هر کلاس ۲ ساعت بیشتر نیست. این هفته با
خودم دوربین عکاسی برده بودم و بعد از کلاس حسابی عکس گرفتم. دوشنبه ها و چهارشنبه ها زنگ
اول را باید با بچه های مدرسه ی حکمت گوری باشم. با اول و سوم درس هنر دارم. وقتی کلاسم تمام
می شود باید ۱۲ کیلومتر را طی کنم تا به ازادگان برسم. انجا هم ۸ ساعت تدریس دارم. امسال با هر
کلاسی بیشتر از ۲ ساعت کلاس ندارم . استاد شهریار هم مدرسه ای است که دانش اموزان خوبی
دارد. امروز با دوم انسانی تاریخ ادبیات داشتم. دیشب سری به اینترنت زدم و هر مطلبی در باره ی درس
( دقیقی - فردوسی - اسدی) پیدا می شد مطالعه کردم. وقتی تدریس کردم فکر نمی کردم وقت کم
بیاورم. مجبور بودم به دلیل کوتاهی وقت مطلبم را تمام کنم. ناگفته نماند اولین سال تدریس هم تاریخ
ادبیات دوم انسانی را تدریس می کردم. دیگر چیزی برایم تکراری و خسته کننده نیست .







