تولد سه سالگی وبلاگ و فردا هم تولد خودم .

امروز روز اخر تیرماه است. وقتی دارم می بینم سه سالگی وبلاگم رو باید جشن بگیرم ولی اگر
دقت کرده باشی در ارشیو وبلاگ فقط دوسال بیشتر به چشم نمی خورد. و این هم مربوط
به زمانی می شود که تازه وبلاگ نویسی را شروع کرده بودم . وقتی پست جدیدی را می
فرستادم روی وبلاگ پست های سابق رو پاک می کردم و به گمان اینکه وبلاگ زیاد ظرفیت
ندارد.
دوستان زیادی از طریق وبلاگ نویسی پیدا کردم. با همکاران فرهنگی(عبدالحمید پهلو زاده -خانم
قاسمی- انوری ثانی- - عبدالرئوف مرداسنگی - شعرانی سرباز معلم جنوبی - محسن
گرامی نژاد - ذبیح جوانبخت- حجت الله عطایی) زیادی توی نت اشنا شدم. با عکاسان زیادی هم دوست شدم. (بردال-
رضوانی -جمشیدی - امیر مسعود ابری- صادق طاهری- امیرمینابیان - بشارتی- احمد
بازماندگان- امیر صادقی - روح الله بلوچی-منصور وحدانی - علی کاظمی مجرد - مهدی
فیروزی و مهدی مجنون پور- محمد باقر کامرانی- سامی حزنی -پریسا صالحی - رویا نوری -
خانم مقدم - علی اسکندری )و همه را مدیون وبلاگ هستم. با دوستان زیادی در خود جزیره ی قشم اشنا شدم.
(میثم نیک خواه مدیر سایت قشم سیتی- امید محمودیان مدیر سایت هرمزگانی دات نت - افضل
خواجه شهاب مدیر سایت شورا درگهان- احمد بازماندگان مدیر سایت خملی -مسعود دریانورد
وبلاگ نویس- محمد سلامی وبلاگ نویس- ارمین حسینی رمچاهی ساکن دبی-محمد امین پور
مولوی مدیر سایت جزیرتی دات نت -عمار بازماندگان )و همشهری های خوبم که روز به روز تعدادشان دارد
زیادتر می شود (مسعود یوسف زاده -محمد اسلامی - ارسلان اسلامی - عبدالرئوف اسلامی - محمد اسلامی مدیر دبستان چاهو
شرقی- امین اسلامی-محمد توفیق ضعیفی - مسعود نخلی- نوید- نادر و محمد نبی مرداسنگی- عبدالقادر تاند-
خالد اسلامی- صادق مرداسنگی-و ...) البته فکر کنم اسامی خیلی ها از قلم افتاده باشد و
خودشان به بزرگی من را ببخشند و همین که به وبلاگ من سر می زنند برایم باعث افتخار و
خوشحالیست. خاطرات زیادی از وبلاگ نوشتن دارم. بدترین خاطره ام مربوط می شود به دوسال
قبل که تا دیروقت نت بودم و داشتم وبلاگم رو به روز می کردم و صبح دیر به کلاسم رسیدم.
یک ساعت از کلاس گذشته بود و معاون مدرسه به جای من سر کلاس حاضر شده بود.
کلی شرمنده اش شدم. بعد که معاون از کلاس بیرون رفت یک از بچه های شیطون و کوچک
کلاس گفت: اقا دیشب نت بودی؟
چیزی به دانش اموزم نمی توانستم بگویم. بعد از ان روز
دیگر هیچ وقت تاخیر نداشتم. و بهترین خاطره ام مربوط می شود به بودن در کنار عبدالحسین
رضوانی عکاس خبرگزاری فارس- صبح ساحل که همراه اقای بردال برای عکاسی به دولاب
امده بودند. البته خاطرات زیادی دارم از بودن در کنار دوستان وبلاگ نویس و عکاس دارم(بودن در
کنار رضوانی وسامی حزنی در روستای گوری که برای عکس از مراسم نماز طلب باران امده
بوند. - دو روز خوش در کنار امیر مسعود ابری و عکاسی در اصفهان - رفتن با میثم نیک خواه
و عادل هادی نیا به چاهکوه - دیدار با مهدی فیروزی در سالن تربیت معلم شهید بهشتی - دیدار
با مجید جمشیدی در سالن تربیت معلم شهید بهشتی - یک ماه در کنار ذبیح جوانبخت و محسن
گرامی نژاد دانشجویان کارشناسی تربیت معلم اصفهان-دیدار با روح الله بلوچی در عکاسی
انوش- دیدار با امیر صادقی عکاس تهرانی در چاهکوه قشم و در راه اهن بندرعباس-)
خاطره ها که زیاده ولی دیگر حال و هوای سابق را ندارم . از خیلی چیزها نوشتم. سال اول
معلمی در مدرسه ی ازادگان دولاب دبیر ورزش بودم و اولین پست های وبلاگ را با نتایج
بازیهای مدرسه به روز می کردم. دو سال دبیر ورزش بودم. دقیق که دارم فکر می کنم چهار
سال می شود با وبلاگ نویسی اشنا شده ام و اولین پست هایم را روی وبلاگ فرستاده ام ولی
چون همه را پاک می کردم چیزی برایم باقی نمانده است.
بعضی وقت ها عکس هایی را که با
دوربین می گرفتم می فرستادم روی نت . از کوچکی به عکس علاقه ی زیادی داشتم و هنوز هم
ادامه می دهم. عکاس نیستم ولی از عکاسی زیاد خوشم می اید. از خاطرات دانش اموزان و
معلمی نوشتم. از همکاران خوبم. و از ... نوشتم و این اشنایی را مدیون اقای محمد اسلامی هستم که
باعث شد به دنیای وبلاگ نویسی روی بیاورم. راستی فردا هم تولد خودمه . ![]()








