تبليغاتX
آقا اجازه (راهنمایی ازادگان-شهید اوینی )

آقا اجازه (راهنمایی ازادگان-شهید اوینی )

تمام شدن امتحانات دانش اموزان

بالاخره تمام شد امتحانات دانش اموزان را مي گويم.  تصحيح كردن برگه هاي امتحاني واقعا خسته كننده بود. بخصوص اگر بخواهي ابتدا يك سوال را از تمام برگه ها تصحيح كني. البته اين روش عادلانه تر است و حقي از كسي ضايع نمي شود. ولي وقت زيادي ميبرد. وارد كردن نمرات در ليست هم از برگه تصحيح كردن سخت تر است. كافي است يك اشتباه كوچك منجر به عوض كردن كل ليست شود. ولي با هر زحمتي بود الحمدلله به خير و خوشي گذشت. دلم براي مدرسه و دانش اموزان تنگ مي شود. 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388ساعت 1:48  توسط ابراهیم نیک خو  | 

به اين زودي وبلاگ نويسي را ترك نمي كنم.

عكسي از سد خاكي  (با تشكر از عادل اسلامي دولابي كه اين فرصت را در اختيارم گذاشت تا از اين سد عكس HDR تهيه كنم.)

هر زمان كه خواستم وبلاگ نويسي را ترك كنم عده اي مرا منصرف مي كنند. بخصوص يك نفر كه ارادت خاصي به من و وبلاگم دارد و هميشه مطالب وبلاگم را دنبال مي كند و با دادن نظرات بد و ناسزا گفتن باعث مي شود من به ادامه ي كار تشويق شوم و همچنان ادامه دهم.اگر او نبود خيلي وقت قبل وبلاك نويسي را ترك كرده بودم.وقتي نظراتش را ميبينم چند ماه بيشتر به ادامه ي نوشتن و عكاسي تشويق مي شوم. اين دفعه نيز از او نهايت تشكر و قدر داني را دارم كه باعث شده است مرتب وبلاگم را به روز كنم .


+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم خرداد 1388ساعت 2:53  توسط ابراهیم نیک خو  | 

تاييد شدن نظرات وبلاگ

اين عكس را عصر روز چهار شنبه در روستاي دولاب گرفتم.

از روز شنبه بندر بوديم و نظرات وبلاگ هم بدون اينكه توجه كنم فعال گذاشته بودم. چقدر خوشحالم كه عده اي هنوز هم وبلاگ من را دنبال مي كنند و  ذره اي برايشان مهم هستم و زحمت نوشتن نظرات قشنگ را بر خويش هموار مي كنند. يادش بخير زماني مي خواستم به خاطر نوشتن و درج نظرات در وبلاگم وبلاگم را تعطيل كنم. اما نويسنده ي وبلاگ ختر رويدري مرا منصرف كرد و از من خواست تا نظرات را اول به تاييد خودم برسانم و بعد در وبلاگ به نمايش بگذارم. از ان روز ديگر وبلاگ نويسي را ترك نكردم و اين كار را ادامه دادم. براي دختر رويدري ارزوي موفقيت مي كنم. هر وقت اين نظرات را مي بينم بيشتر تشويق مي شوم و به ادامه ي كار رغبت بيشتري نشان مي دهم. از همه ي كساني كه با دادن نظرات من را راهنمايي مي كنند نهايت تشكر و قدر داني را دارم . 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم خرداد 1388ساعت 2:43  توسط ابراهیم نیک خو  | 

ديگه از بندر رفتن خسته شدم.



امتحانات ضمن خدمت هم به 30 خرداد موكول شد. بدترين چيزي كه انتظارش را نداشتم. فكر مي كردم 7 خرداد اخرين روزي است كه كلاس مي روم ولي برعكس شد. امتحانات دبيرستان هم كه در حال برگزاري است. ديروز برگه ي درس ادبيات فارسي اول راهنمايي را تصحيح كردم. فقط سوال اول را تصحيح كردم و خسته شدم. از برگه تصحيح كردن خيلي بدم مي ايد. بدجور حالم گرفته مي شود. امتحان زبان فارسي هم كه مانده است و 100 بر' بايد تصحيح كنم. كي از دست اين برگه ها نجات پيدا مي كنم.البته بيشتر خستگي امسالم به خاطر رفت و امد به بندر است. فكرش را بكنيد بعضي شب ها ساعت 12 شب به خانه بيايي و صبح زود ساعت هفت هم سر كلاس درس حاضر شوي و تدريس داشته باشي. دعا كنيد زودتر اين بندر رفتن تمام شود.انشالله

+ نوشته شده در  جمعه یکم خرداد 1388ساعت 12:39  توسط ابراهیم نیک خو  |